تبليغاتX
توی قاب خیس این پنجره ها - نگاه یک غریبه با طعم خون و کره
پنجره هایی که بسیار...من و تویی که فقط یکی
 

 




پاکت ذرت بو داده با طعم کره را توی مایکرو ویو میگذارد
دکمه اش را فشار میدهد و لیوان قهوه اش را پر میکند و مجله ی O" را بر میدارد که نگاهی بیندازد . تلویزیونش را روشن می کند..
کانال  CNN و تمام صفحه را اخبار ایران پر کرده است..
و مجری مو طلایی میگوید :

These are the recent news sending from Tehran
صدای ذرت ها از توی مایکرو ویو بلند میشود..
تق تق .. 
توی صفحه تلویزیون ..آدمها میدوند.. باطوم ها در هوا چرخ میزنند و فرود میایند ...
تق تق..
  پسری آغشته به خون میشود..
تق تق تتتق..
مردم او را به روی زمین میکشند.. صدای زنانه ای  فریاد میکشد .. و مردم که میدوند و آتش که از گوشه ای زبانه میکشد
  تق تق..
دوربین با حرکت سریع خون روی آسفالت را نشان میدهد..

تق تتتق تق ....
بییییب......
بیییب.........

و  مردی که روی زمین میافتد آغشته به خون....

مایکرو ویو قطع شد...

نگاهش به صفحه تلویزیون خیره مانده است...بوی کره او را به خود میاورد ..به سراغ ذرت ها می رود.قهوه اش را سر میکشد 

 تق تتق ..

 کانال تلویزیون را...
عوض...
میکند..
آیا؟


........................

+ نوشته شده در  سوم تیر 1388ساعت 10:38  توسط نینا  |